X
تبلیغات
رایتل

vanda

سیاست خارجی آلمان در خاورمیانه

سیاست آلمان در خاورمیانه 


نویسنده: حسین طالبی *

خاورمیانه، کشورهای واقع در دریای مدیترانه و خلیج فارس و آفریقای شمالی را در برمی گیرد. این منطقه نژادها و زبان های گوناگونی را در خود جای داده است. منطقه خاورمیانه، جایگاه مهم ترین ادیان الهی همچون اسلام، زرتشت، مسیحیت و یهودیت بوده است. از سوی دیگر منابع مهم انرژی نفت و گاز در این منطقه بر اهمیت آن افزوده است. بر اساس برآوردها 66درصد منابع شناخته شده نفتی در منطقه خاورمیانه قرار دارد. بطور کلی بر اساس تقسیم بندی های اقتصادی بین المللی، کشورهای خاورمیانه را می توان اینگونه درجه بندی کرد 1- کشورهای پردرآمد 2- کشورهای با درآمد متوسط 3- کشورهای کم درآمد.
به لحاظ ساختار جمعیتی، بخش بزرگ جمعیت خاورمیانه را جوانان تشکیل می دهند که با مشکلات متعددی در خصوص اشتغال و تشکیل خانواده روبرو هستند.
سیاست خارجی آلمان نسبت به خاورمیانه را انفعالی و آرام خوانده اند. آلمان سعی دارد از طریق اتحادیه اروپا بویژه در زمینه صلح و خاورمیانه سیاست خارجی خود را در منطقه اعمال کند. این خصوصیت سیاست خارجی آلمان بویژه پس از جنگ جهانی دوم است. اما سیاست خارجی آلمان پس از اتحاد دو آلمان در خاورمیانه نقش فعال تری را یافته و همچنین به دنبال نقش برجسته یی در عرصه جهانی و کسب کرسی دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد است. بطور کلی هرچند آلمان در سا ل های اخیر سیاست رسمی در قبال خاورمیانه نداشته است اما باید گفت سیاست خارجی آلمان بر مبنای چندجانبه گرایی و اعمال قدرت نرم در خاورمیانه رقم می خورد. برلین از تلاش های گروه چهارجانبه یا کوارتت (سازمان ملل، اتحادیه اروپا، روسیه و امریکا) در خصوص روند صلح خاورمیانه حمایت می کند. این کشور چندین بار اظهار کرده است که اتحادیه باید نقشی سیاسی را به جای نقشی حمایتی و اقتصادی در خاورمیانه ایفا کند. به نظر می رسد در سیاست خارجی آلمان سه نکته باید مورد توجه قرار گیرد: روابط تجاری این کشور با خاورمیانه، تغییر ژئوپولتیکی اروپا و روابط این کشور با رژیم صهیونیستی.
آلمان همچنین از اعلامیه بارسلون و سیاست همسایگی اروپا حمایت می کند و بر این باور است که ثبات این منطقه بر ثبات اروپا تاثیر می گذارد. آلمان از سیاست های اتحادیه در جهت کمک به فلسطین حمایت می کند و بزرگ ترین حامی فلسطین است. آلمان از یک سو بنا به درخواست رژیم صهیونیستی به ایجاد ساختارهای اساسی در فلسطین کمک می کند و از سوی دیگر شاهد نابودی این ساختارها توسط رژیم صهیونیستی است. برخی از صاحبنظران استراتژی آلمان در این منطقه را بشدت تحت تاثیر رژیم صهیونیستی می دانند و معتقدند این کشور از انتقاد از اسراییل هراس دارد.
واهمه آلمان به دلیل مواضع یهودی ستیزی این کشور در جنگ دوم جهانی است که ممکن است انتقادات فراوانی را نسبت به سیاست خارجی این کشور برانگیزد. آلمان سعی دارد توازنی را میان سیاست های خود نسبت به رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی برقرار سازد زیرا افکار عمومی آلمان نیز حمایت صرف از رژیم صهیونیستی را غیرقابل قبول می داند. اولویت های آلمان در خاورمیانه را می توان به شرح ذیل برشمرد:
1ـ زمینه های اقتصادی از جمله دستیابی به بازارهای مطمئن مصرفی و دستیابی به بازارهای مطمئن انرژی 2ـ آلمان ها همچنان بر روند صلح خاورمیانه تاکید داشته و معتقد به استفاده از قدرت نرم یعنی مذاکره و دیپلماسی چندجانبه هستند 3ـ موضوعات حقوق بشری نیز برخی نگرانی های آلمان را تشکیل داده است، معهذا حمایت از اقدامات رژیم صهیونیستی نتوانسته است چهره و توان حقوق بشری این کشور را به گونه یی ملموس افزایش دهد.
بطور خلاصه می توان استنتاج کرد که سیاست خارجی آلمان بر مبنای واقع گرایی کلاسیک بنا شده است که عمدتا نگرانی های اقتصادی و امنیتی را در برمی گیرد. 1- دسترسی به بازارهای منطقه 2- دسترسی به منابع مورد اطمینان انرژی در بعد امنیتی. در بحران های اخیر بویژه در موضوع لیبی، آلمان به قطعنامه علیه لیبی رای ممتنع داد. این مساله مورد انتقاد بسیاری از کشورهای غربی قرار گرفت و برخی از کشورهای غربی معتقد بودند آلمان آمادگی عضویت شورای امنیت سازمان ملل و پذیرش مسوولیت بحران های بین المللی را ندارد، اما این کشور با وجود رای ممتنع به قطعنامه پرواز ممنوع بر فراز لیبی از قدرت نرم خود در حمایت از این اقدامات استفاده کرد، به عنوان مثال آلمان 5/15 درصد از هزینه های نظامی عملیات ناتو در لیبی به میزان 3 میلیارد و 700 میلیون یورو را بر عهده گرفت. از سوی دیگر فرانسه که همواره در کنار آلمان موضع گیری می کرد این بار در کنار انگلیس قرار گرفت و اندیشه نومحافظه کاران امریکایی را چراغ راه خود قرار داد.

* کارشناس مسائل اروپا