X
تبلیغات
رایتل

vanda

سیاستمداران اروپا بازیچه بحران اقتصادی

مهر

سیاستمداران اروپا بازیچه بحران اقتصادی 

طالبی، حسین - اتحادیه اروپای چند موتوره که برخی از کشورها با حرکتی کند وآهسته درآن حرکت کرده و برخی دیگر از موتور رشد اقتصادی قویتری برخوردارند پاسخگوی حل معضلات اقتصادی این سازمان نخواهد بود زیرا موتور اقتصادی برخی از این کشورها دیر زمانی است خاموش گردیده و بسوی دره سقوط گام برمیدارند . در چنین جشم اندازی موجودیت کل اتحادیه نیز زیر سوال خواهد رفت

 

سیاستمداران اروپا بازیچه بحران اقتصادی 
شکست احزاب بزرگ در انتخابات یونان ، افزایش آرای احزاب راست گرای افراطی در فرانسه و موفقیت احزاب نوظهور مانند حزب دزدان دریایی در انتخابات ایالتی آلمان (در ایالتهای هلسویگ هولشتاین و نوردراین وستفالن بزرگترین ایالت المان وهمزمان شکست حزب دموکرات مسیحی حاکم بر این کشور که پس از جنگ دوم جهانی بی سابقه تلقی گردید) و ادامه اعتراضهای مردمی در ایتالیا بیانگر نارضایتی مردم از احزاب کلاسیک وسنتی است . احزاب جدید سعی دارند تا با تاکید بر ملی گرایی افراطی ، گسترش عدالت و افزایش شفاف سازی در سیاستهای خود احزاب کلاسیک را وادار به عقب نشینی کرده و رهیافتهای آنان را تغییر دهند . از سوی دیگر مردم نیز خواهان مشارکت هرچه بیشتر در عرصه های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی هستند خواسته ای که شاید بر گرفته از گسترش مشارکت بیشتر مردم در عرصه های اجتماعی مجازی است . گرایش مردم به احزاب کوچکتر و تغییر دولتها از دولتهای راست گرا به دولتهای سوسیالیست ویا بالعکس بیانگر سردرگمی مردم این کشورها و نارضایتی آنا ن از وضعیت موجود است .
- یونان پاشنه آشیل اروپا : مشکلات ناشی از بحران بدهی یونان این کشور را به شدت به کشورهای قدرتمند اتحادیه اروپا وابسته نمود . این مشکلات هرچند در یونان باقی نماند وبسیاری از کشورهای دیگر را نیز در گیر خود ساخت . اما مردم یونان که از سیاستهای احزاب سنتی نئو دموکراسی و پاسوک به دلیل اتخاذ سیاستهای نادرست اقتصادی ناراضی بوده واز فساد ورشو ه در این احزاب یه ستوه آمده بودند بسوی احزاب کوچکتر روی اوردند . انها خواهان یک اقتصاد قوی بدون وابستگی به کشورهای بزرگ اروپا بودند . مردم یونان براین باورند که آلمانی ها کار ناتمام خود یعنی سیطره براین کشور را که در جنگ دوم جهانی در آن ناکام ماندند با در دست گرفتن اقتصاد این کشور به انجام می رسانند . به نظر میرسد حافظه تاریخی مردم یونان بار دیگر بویزه پس از ظهور آلمان متحد بیدار شده است (هرچند باید به این نکته نیز توجه داشت که نقشه ژئو پولتیک اروپا بار دیگر به دوران قبل از 1945 باز گشته است .) اما آنچه که مردم یونان را از احزاب فوق ناراضی ساخته تشدید سیاستهای ریاضتی اقتصادی بر مبنای پیشنهادات آلمان واتحادیه اروپا و همچنین فساد ورشو ه خواری درسطح مدیران سیاسی این کشور است . از سوی دیگر فروش تسلیحات نظامی به یونان توسط آلمان که بر اساس وامهای اعطایی به این کشور صورت پذیرفته نیز باعث می گردد مردم یونان ناخرسندی هرچه بیشتر خود را دراین زمینه اعلام نمایند . نگرش کلاسیک تامین امنیت یونان در مقابل ترکیه همواره باعث می شود سیاستمداران یونان به خرید تسلیحات نظامی بپردازند گویا امنیت در مفهوم جدید آن در اندیشه سیاستمداران یونانی جایگاهی نیافته و امنیت اقتصادی ، امنیت انسانی ( افزایش رفاه مردم و کاهش مهاجرین و ...) از دید این سیاستمداران به دور مانده است . باید به این نکته نیز اذعان کرد که یونان تاکنون بیشترین بهره را از عضویت در اتحادیه اروپا وواحد پولی یورو برده است و عمده مشکلات این کشور به ساختارهای داخلی آن باز میگردد . یونان در بین کشورهای اروپایی به کشور اعتصابات معروف است . اغلب کارمندان این کشور در سال بطور متوسط یک تا چند ماه را در اعتصاب بسر میبرند . به نظر می رسد برداشت آنان از دموکراسی باید تغییر نموده وتلاش را همانند آلمانیها سرلوحه امور خود قرار دهند . از سوی دیگر یونانی ها بشدت وابسته به صنعت توریسم یا گردشگری و همچنین بانکداری وبیمه و کشتیرانی و تا حدودی کشاورزی هستند و در بحران اقتصادی معمولا اولین ضربات بر پیکره چنین کشورهایی وارد می اید. زیرا صنعت توریسم و بانکداری و کشتیرانی در زمان شکوفایی اقتصادی میتواند سودمند واقع شود اما در هنگام بحران چنین کشورهایی بیشترین ضربه را خواهند خورد. یونان اکنون به پاشنه اشیل اروپا تبدیل شده است . 
- آلمان ناجی: دموکراسی اروپایی مانند همه اندیشه ها دارای نقاط ضعفی است و مردم این کشورها نقاط ضعف فوق را نشانه گرفته اند . آلمان نیز در تحولات اخیر از آسیبهای اقتصادی به دور نمانده است . هرچند مرکل با اتخاذ سیاستهای ریاضتی توانسته تا حدودی وضعیت اقتصادی آلمان را تا هنگام خروج از بحران تثبیت کند اما گویا این اقدامات کافی نبوده و احتمال سرایت بحران اقتصادی به آلمان نیز افزایش یافته است . برخی از صاحب نظران آلمان را به عنوان چین اروپا می نگرند . آلمان علیرغم انکه 80 درصد تولید ناخالص ملی این کشور بدهی است اما اغلب این بدهی ها به بخش خصوصی و داخلی این کشور است. همچنین توانایی تکنولوژیک این کشور باعث می شود تا همچنان اقتصاد خود را در سطح مناسبی حفظ نماید( مهمترین مشکل آلمان دراین بخش رقابت با چین در جهت تهیه مواد خام برشمرده میشود ).
- علیرغم مسائل فوق به نظر می رسد به دلیل مشترکات اقتصادی کشورهای اروپایی آلمان نیز نتواند فشار رکود اقتصادی را تحمل نماید . عدول از تامین مسائل رفاهی و افزایش سن بازنشستگی و .... عدم شفافیت در سیاستهای جاری بیانگر آن است که احزاب سنتی آلمان نیز توانایی وکارایی خود را از دست داده ا ند . از سوی دیگر ظهور احزابی مانند حزب دزدان دریایی که تنها با اندیشه ازادی در اینترنت و افزایش شفافیت در امور سیاسی پا به عرصه سیاسی این کشور نهاده و با استقبال تقریبا 8 درصدی مردم این کشور مواجه شده است بیانگر افزایش نارضایتی در اقشار متوسط آلمانی است . آنها از سیاستهای روزمره در پشت درهای بسته خسته گردیده و به دنبال راهکار و مفری می گردند تا خود را از چنین فضای بسته ای نجات دهند . همچنین افزایش گرایشهای راست افراطی در آلمان وفرانسه نیز بیانگر وضعیت نا بسمان اقتصادی این کشور هاست .
- اما راه چاره چیست ؟ دیگر حتی طرحهایی مانند طرح مارشال نیز نخواهد توانست به کمک کشورهای اروپایی بشتابد و شاید موارد ذیل بتواند اقتصاد اروپایی را از این بن بست خود ساخته نجات دهد . 

1- ایجاد ساختارهای جدید : ایجاد ساختارها و تغییر در ساختارهای موجود محتملا خواهد توانست اعتماد را به بازار برگردانده و شاید راهگشای افزایش رشد و معاملات اقتصادی گردد . اعتماد مردم وسرمایه داران به ساختارهای قدیمی ازبین رفته است و باید برای حل این معضل راهکار وساختارهای جدیدی را ارائه نمود .
2- تاکید بر افزایش تولید داخلی : افزایش تولید داخلی نیز می تواند موجب افزایش رشد اقتصادی در کشورهای اروپایی گردد . هر چند در پی گیری چنین سیاستی افزایش گرایشهای ملی گرایانه محتمل بوده که خود بخود باعث تضعیف اتحادیه اروپا خواهد گردید. در چنین مسیری موضوع تامین مواد خام ومنایع انرژی از جمله مشکلهای کشورهای اتحادیه خواهد بود . 
3- خروج کشورهای ضعیف : اتحادیه اروپای چند موتوره که برخی از کشورها با حرکتی کند وآهسته درآن حرکت کرده و برخی دیگر از موتور رشد اقتصادی قویتری برخوردارند پاسخگوی حل معضلات اقتصادی این سازمان نخواهد بود زیرا موتور اقتصادی برخی از این کشورها دیر زمانی است خاموش گردیده و بسوی دره سقوط گام برمیدارند . در چنین جشم اندازی موجودیت کل اتحادیه نیز زیر سوال خواهد رفت . به نظر میرسد خروج برخی از کشورهای ضعیف اتحادیه از حوزه ارزی یورو ( حتی بصورت موقت ) خواهد توانست به دیگر کشورهای قویتر این سازمان( آلمان ، ایتالیا وفرانسه 70درصد اقتصاد اروپا را دراختیار دارند ) مجالی برای رشد وتوسعه اقتصادی بدهد. اما این رهیافتی است که بسیاری از سیاستمداران اروپایی خواهان آن نبوده وآن را به منزله سقوط اتحادیه وارمانهای آن تصور می نمایند . 
4- تعامل بیشتر با کشورها بدون ملاحظات ایدئولوژیکی : یکی دیگر از مشکلات اتحادیه اروپا تا ثیر اندبشه های نومحافظه کارانه آمریکا در سیاستمداران کشورهای اتحادیه اروپا بوده است . سرکوزی با اتخاذ چنین رهیافتی باعث گردید تا آینده خود را که سقوط از کرسی ریاست جمهوری فرانسه بود رقم بزند . رهیافت جدید باید مبتنی بر پذیرش واقعیات موجود در عرصه بین المللی بوده و بر اساس منافع ملی کشورها ترسیم گردد. هزینه هایی که اتحادیه اروپا برای اتخاذ رهیافتهای آرمانگرایانه می دهد تاکنون گزاف بوده وشاید به نتیجه دلخواه این اتحادیه نیز منجر نشده است . هرچند که چنین رهیافتی نیز به انشقاق اتحادیه بیشتر کمک خواهد کرد .
5- توجه بیشتر به سیاستهای داخلی: اتحادیه اروپا از یک مشکل و تناقض درونی رنج می برد. تعامل و اتحاذ سیاست خارجی کشورهای درون اتحادیه با یکدیگر و اتخاذ سیاست خارجی کل اتحادیه اروپایی در ارتباط با دیگر کشورها مواردی است که اغلب باعث مشکلات زیادی برای این کشور ها میشود . آزادی سکونت و رفت آمد شهروندان اروپایی شاید مفری برای شهروندان کشورهایی باشد که از مشکلات اقتصادی رنج میبرند اما همزمان این تحولات وافزایش مهاجرین می تواند باعث بروز مشکلات اقتصادی بیشتری برای کشورهای قویتر اتحادیه از جنبه اقتصادی باشد . آنها با توجه به شعار یکی برای همه و همه برای یکی سعی دارند تا همچنان اتحادیه اروپایی را موفق جلوه دهند اما به نظر میرسد دوران شوالیه گری به پایان رسیده و مردم اروپا نیز این مساله را بخوبی دریافته اند . به همین منظور توجه به تامین خواسته های مردم و رشد اقتصادی داخلی از جمله اقدامات کشورهای اتحادیه در چند سال آینده خواهد بود که شاید تنها نامی از این اتحادیه را در اذهان باقی گذارد .

راه دیگر اتحادیه اروپا افزایش رشد اقتصادی با پذیرش ریسک افزایش تورم وبدهی است : رشد اقتصادی اروپا می تواند ادامه داشته باشد اما این رشد بطور حتم تورم وافزایش بدهی را نیز ببار خواهد آورد. در هرصورت به نظر میرسد آنها یا باید چنین ریسکی را پذیرفته به رشد اقتصادی تورمی خود ادامه دهند و یا زمینه را برای تغییر ساختارها وباورهای جدید ایجاد نمایند.