X
تبلیغات
رایتل

vanda

اولویتهای اروپا وآمریکا در خاورمیانه

مسابقۀ ۲۰۱۳ آغاز شد 



اروپا - حسین طالبی

اروپا و آمریکا پس از پایان جنگ سرد به ویژه در مسائل واولویتهای سیاست خارجی خود در قبال تحولات خاورمیانه دچاراختلاف نظر شده‌اند. این اختلاف نظرات در بسیاری از سیاستهای دو طرف شاید نمود چندانی نیافته اما در پاره‌ای اوقات این اختلافات سبب شده تا اروپا فاصله خود را در برخی مسائل منطقه ای با سیاستهای آمریکا حفظ کند. به همان میزان که آمریکا توجه خود را از مسائل خاورمیانه به مسائل خاور دور و چین معطوف می کند، علاقه ونقش اروپا به مسائل خاورمیانه افزایش می یابد. به نظر می رسد نخستین حرکت مداخله جویانه نظامی انگلیس و فرانسه در لیبی تقسیم کار نامشهودی بود که در روابط فراآتلانتیکی شاهد آن بودیم. هرچند اختلاف نظرات آمریکا و اروپا در ارتباط با خاورمیانه به گونه ای نیست که اروپا و آمریکا را از همکاری در منطقه خاورمیانه باز دارد اما وجود این اختلافات می تواند باعث شکافهایی در سطح راهبردهای استراتژیک منطقه ای دو طرف گردد. 
در حالی که آمریکا اولویتهای خویش را در خاورمیانه مبارزه با تروریسم و محو منطقه از سلاحهای کشتارجمعی می بیند، اروپا بر این هدف اصرار دارد که مسئله روند صلح خاورمیانه مهمترین اولویت خاورمیانه بوده و باید چنین روندی را احیاء نمود. این اصرار ناشی از این مساله است که اروپا نسبت به منطقه همسایه خویش(خاورمیانه) دارای نگرانی هایی جدی است که تا حدودی بر واقعیات محیطی مبتنی می باشد. باید اذعان نمود تحولات خاورمیانه چه به صورت مستقیم وغیرمستقیم تاثیراتی بر این کشورها برجای می گذارد، از هجوم آوارگان کشورهای خاورمیانه به اروپا تا دغدغه امنیت انرژی و اقتصادی از جمله نگرانیهای مهم دول اروپایی قلمداد می شود. 
اما آمریکا به دلیل دوری از منطقه خاورمیانه به مسائل این منطقه به صورت آرمانی و غیرواقع بینانه نگریسته و تنها تلاش واقع بینانه آمریکا با استفاده از تئوری واقع گرایان کلاسیک سعی این کشور برای ایجاد توازن قوا در منطقه خاورمیانه است تا بتواند از حضور خود در خاورمیانه کاسته و ضمن آمادگی برای خروج نیروهای خود از افغانستان با نفوذ روزافزون چین مقابله نماید. مهمترین نشانه های اختلاف نظرات اروپا و آمریکا را شاید بتوان در مسائل ذیل خلاصه نمود:
1- امنیت انرژی و اقتصادی: آمریکا با توجه به اینکه نفت مورد نیاز خود را تولید می کند، چندان نیازی به نفت منطقه خاورمیانه نداشته و تنها باز بودن شاهراه انرژی تأثیری روانی بر اقتصاد جهانی دارد که بالطبع می تواند بر اقتصاد آمریکا نیز تأثیرگذار باشد. اما تعریف امنیت انرژی موردنظر آمریکا با تعریف امنیت انرژی اروپا متفاوت است؛ در حالی که آمریکا نسبت به افزایش قیمت انرژی نگرانی دارد، نگرانی اروپا علاوه بر مسئله افزایش بهای انرژی در دسترس بودن و نیاز حیاتی این کشورها به این عنصر حیاتی است. بنابراین اروپا علاوه بر تعامل بیشتر اقتصادی با منطقه خاورمیانه (در حدود سه برابر بیشتر از امریکا) به منابع مهم انرژی این کشورها نیز به عنوان ذخائرآینده خود چشم دوخته است. برای نیل به این منظور ثبات در خاورمیانه نقش مهمی را در افزایش امنیت اقتصادی وانرژی ایفاء می نماید.
2- هجوم آوارگان و جمعیت مسلمانان اروپا: دغدغه دیگر اروپایی ها در ارتباط با مسائل خاورمیانه به جمعیت روزافزون مسلمانان در این کشورها بازمی گردد. جمعیت مسلمانان در اروپا بین 18 تا 25 میلیون نفر تخمین زده می شود، در حالیکه جمعیت مسلمانان امریکا در حدود 5 الی 10 میلیون نفر برآورد می شود. مسلمانان اروپا همچنین نقش برجسته‌تری در سیاستهای جاری دول اروپایی ایفاء می کنند. این در حالی است که لابی یهودیان آمریکا نقش مهمی را در حمایت از رژیم صهیونیستی داشته و تنها سعی در تقویت این رژیم در منطقه خاورمیانه دارد. 
از سوی دیگر اروپای مسیحی تا حدودی دغدغه مسیحیان کشورهای خاورمیانه بویژه پس از وقوع بهار عربی و شکوفایی اسلامی را نیز مد نظر دارد. بر اساس دلایل فوق اروپا سعی دارد تا ضمن ارائه بسته های مالی واقتصادی ثبات و امنیت را در خاورمیانه افزایش داده تا به این ترتیب بتوانند همچنان از منافع اقتصادی با کاهش بحرانهای منطقه‌ای بهره برداری نمایند. 
3- فرزند نامشروع آمریکا در خاورمیانه: بسیاری از اروپایی ها براین باورند که آمریکا در افغانستان و عراق بیهوده درگیر شده و سیاست نامتوازن و استفاده از استانداردهای دوگانه و حمایت کامل آمریکا از رژیم صهیونیستی کاری عبث و نادرست است. آنها براین اعتقادند امریکا باید فعالیت بیشتری نموده تا رژیم صهیونیستی را به پای میز مذاکره بازگرداند . 59 درصد اروپاییها اسراییل را تهدیدی جدی برای صلح جهان می دانند. البته چنین دیدگاهی به دلیل نقض حقوق بشر توسط این رژیم و حمله به کشورهای همسایه خود و حتی فراتر ازآن(مانند سودان) باعث شده تا از دید افکار عمومی اروپا، رژیم اسراییل خطرناکترین تهدید برای روند صلح جهانی به شمار رود. امروزه این فرزند نامشروع اروپا وامریکا سعی دارد تا همه امکانات و منافع کشورهای اروپایی وآمریکایی را به خدمت خود گرفته و از آن برای بقای خویش استفاده نماید. نمونه بارز این اختلاف را می توان در رأی کشورهای اروپایی برای عضویت ناظر دولت فلسطینی در سازمان ملل مشاهده نمود. درحالی که اروپا سعی در امتیازدهی به فلسطین داشت، امریکا از هرگونه رأی و توافق ضمنی برای به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین خودداری نمود.
4- خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای: اولویت دیگر آمریکا مبنی بر عاری نمودن خاورمیانه از سلاحهای کشتارجمعی نیز بنا بر نظر برخی از دول اروپایی اولویتی جدی بشمار نمی رود. زیرا لغو دومین نشست خاورمیانه عاری از سلاحهای هسته ای توسط آمریکا نشان داد که چنین اولویتی در دستور کار این کشور نیست و آمریکا تنها سعی دارد تا بر حمایت کامل خود از این رژیم در منطقه بیافزاید.
جورج بوش در سال 2004 در ملاقات با تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس بر ایجاد یک کشور فلسطینی تاکید نموده بود، اما در عمل دولت دموکرات اوباما که- از جنبه شعاری، بیشتر معتقد به رعایت حقوق و قوانین بین المللی است- به همراه چند کشور کوچک مخالفت خود را با چنین مساله ای ابراز داشتند. این درحالی بود که دول اروپایی از همراهی با این سیاست آمریکا سرباز زده و برخی از این کشورها این موضوع را پذیرفته شده قلمداد نموده و برخی دیگر نیز به آن رأی ممتنع دادند. هر چند اخیراً آمریکا سعی کرده است تا روند گفتگوهای صلح میان دوطرف را احیا نماید اما به نظر میرسد چنین امری با توجه به حمایت بی دریغ امریکا و استفاده از استانداردهای دوگانه غیرممکن خواهد بود و تنها یک اقدام نمادین توسط این کشور قلمداد می گردد.
5- مبارزه با تروریسم بین المللی: از اولویتهای دیگر آمریکا مبارزه با تروریسم بین المللی است. این مساله نیز از دید اروپا یک اولویت بشمار می رود، اما اروپا میان گروههای سیاسی و شاخه‌های نظامی این گروهها تفاوت قائل می‎شود،در حالیکه آمریکایی‌ها چنین تفاوتی را در سیاستهای خود قائل نمی‌شوند. بطور نمونه آمریکا حماس را گروهی تروریستی می داند، اما اروپا براین باور است که شاخه سیاسی حماس نمایندۀ قشر عظیمی از مردم فلسطین است که نمی توان آن را نادیده گرفت و یا آن را در عداد گروههای تروریستی قلمداد نمود. هرچند باید این نکته را نیز از نظر دور ننمود که تعریف تروریسم آنچنان گسترده است که بسیاری از کشورها همچون ایالات متحده و یا برخی رژیم‌ها همانند رژیم صهیونیستی خود عامل و حامی اقدامات تروریستی هستند که نمونه آن را میتوان در ارسال هواپیماهای بدون سرنشین به منطقه، ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توسط رژیم صهیونیستی و حمایت از گروههای تروریستی مانند پژاک مشاهده نمود .

برآیند
توجه آمریکا و اروپا عمدتا در سال 2013 بر تلاش برای حل مسائل اقتصادی داخلی این کشورها متمرکز خواهد بود، هرچند این کشورها همچنان نیم نگاهی نیز بر تحولات سوریه، مصر، تونس، عربستان، افغانستان و ایران خواهند داشت. تحویل موشکهای پاتریوت به ترکیه و پیشی گرفتن اروپا نسبت به آمریکا در به رسمیت شناختن معارضین سوریه، تلاشی از سوی آمریکا برای کاهش مداخلات خود در خاورمیانه تلقی می گردد، اما این مساله تا هنگامی که موضوع فلسطین لاینحل مانده و خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای تحقق نیافته، نخواهد توانست به کاهش مداخلات امریکا در خاورمیانه بیانجامد. اروپا در این راستا سعی خواهد کرد تا نقش جایگزینی را برای آمریکا در منطقه داشته باشد تا امریکا با خیالی آسوده تر به مقابله با دشمن مشترک اقتصادی دوطرف یعنی چین بپردازد، اما در این رهیافت مسلماً اروپا بر اساس سابقه همیشه سعی خواهد داشت تا از ابزار نرم برای مقابله با بحرانهای موجود استفاده نماید. در حالی که آمریکا همواره سعی داشته و دارد تا از قدرت سخت خود در برابر بحرانهای سیاسی استفاده نماید .

 5249